السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
35
جواهر البلاغة ( فارسى )
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ « 1 » اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى . در اين آيهء شريفه ، « أعمالهم » مشبّه مفرد ، و « رماد » با آن هيئت خاص مشبّهبه مركّب است . و مانند سخن شاعر : « 2 » أغرّ أبلج تأتمّ الهداة به * كأنّه علم فى رأسه نار او شريف و گشادهروست ، هدايتگران به او اقتدا مىكنند ، گويى او كوهى است كه بر سرش آتش باشد . در اين شعر « برادر خنساء » مشبّه مفرد و « علم فى رأسه نار » مشبّهبه مركّب است . او المشبّه به مفرد كقول أبى الطيّب المتنبّى : يا مشبّهبه مفرد است مانند سخن ابو الطيّب متنبّى . تشرق أعراضهم و أوجههم * كأنّها فى نفوسهم شيم « 3 » آبروها و چهرههايشان مىدرخشد گويا اينها خلقوخوهايى در جانهاى آنان است . شاعر درخشيدن آبروها و چهرهها را به درخشش اخلاق شايسته تشبيه كرده است ؛ درخشش چهرهها به سفيدى آنهاست و درخشش آبروها به شرف و نيكويى آنها . در اين مثال « شيم » مشبّهبه مفرد است . ثالثا - التشبيه ينقسم باعتبار طرفيه الى : 1 - ملفوف و هو ما أتى فيه بالمشبهات أولا على طريق العطف أو غيره ثمّ بالمشبّهات بها كذلك كقول الشاعر : سوم : تشبيه به اعتبار دوطرف آن تقسيم مىشود به 1 - ملفوف و آن تشبيهى است كه در آن نخست مشبّهها به وسيلهء عطف يا غير عطف آورده مىشود سپس مشبّهبهها نيز به شيوهء عطف يا غير عطف آورده مىشود . مانند قول شاعر : ليل و بدر و غصن * شعر و وجه و قد خمر و درّ و ورد * ريق و ثغر و خدّ شب ، ماه تمام و شاخه است ؛ گيسو ، چهره و قدّ او . شراب ، مرواريد و گل است ؛ آب دهان ، دندان پيشين و گونهاش .
--> ( 1 ) - ابراهيم ، 18 . ( 2 ) - اين شعر از خنساء است . ( مترجم ) ( 3 ) - نگاه كنيد به يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 200 ؛ و شرح ديوان متنبّى نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 336 ( مترجم )